معانی و بیان!

خرید بک لینک
که میدانستیام از اول که اول بود تا حالای حال که تیرهتر هم هستم و خشکیدهتر که حرف که بر لبم که میآید حرفِ حرفِ من هم نمیشود و باز بگو الکن، و خب اصلا الکن اما که چه وقتی که، آخ که وقت هم بیوقت ا معانی و بیان!...

ما را در سایت معانی و بیان! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: دوشنبه 8 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:02

روز روزش که برابرم بودی و به چشم میدیدمت، دلم برایت تنگ میشد. حالا را چگونه تاب آوردهام نمیدانم. اما دلم برایت تنگ شده، شاید بیشتر از همیشه. حرف باد هواست عزیزکم. دوری پیشانینوشت دوتایمان بود، فرقی نمیکند که برای من تلخ، برای تو شیرین. باری سخت مراقبت کن، جانت ضعیف است. کمجانی. گفته بودمت که باری خواب مرگت را دیدهام اما نگفته بودمت با اشک از خواب پریدنم را. من تاب نمیآورم.

معانی و بیان!...

ما را در سایت معانی و بیان! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 195 تاريخ: دوشنبه 8 ارديبهشت 1399 ساعت: 1:02

صفحه بندی